نكته اول : آنكه وبلاگ من فيلتر شده و متاسفانه براي دوستان داخلي ديگر به سادگي قابل دسترسي نيست
نكته دوم: آنكه فيلم سنتوري را ديدم و به نظرم يك فيلم گيشه اي پر از ضد ارزشهاي موذيانه و بد بود كه علاوه بر بازي عالي بهرام رادان و صداي خوب محسن چاووشي چيزي بجز تكنيكهاي لوندي و لودگي و جنسيت گرايي سينمايي جهت جذب مخاطب نداشت...
احساسم بر آن است كه خدا انسان را آفريد تا سركشي كند ! خدا از يكنواختي خسته شده بود ! از يكنواختي سنگها و درختان و فرشتگان كه تنها به تسبيح او بر حسب وظيفه مشغول بودند و خداوند بسيار برتر از آنب ود كه اينگونه پرستيده شود ٬ پس انسان را آفريد تا فكر كند و انتخاب كند و سركشي كند و بندگي نيز.
خدا مي خواست علاوه بر رحمن و رحيم بودنش كه در حق ساير مخلوقاتش كه همواره بر حسب وظيفه او را ستايش مي كردند اعمال مي كرد ٬ ساير صفات ذات اقدس خود را هم به معرض نمايش بگذارد ! پس انسان را آفريد تا تمامي راههاي رسيدن به خدا كشف شوند ٬ تا نا فرماني خداوند و عواقب آن آشكار شود ٬ تا تفكر معنايي حقيقي يابد و تا اينكه دنياي مخلوقات واژه عشق را تحسين كند !
به راستي اگر انسان را نمي آفريد معناي واقعي بندگي نيز شناخته نمي شد٬ بندگي از روي تفكر و عشق...
از دست نوشته هاي خودم!!!!!